همانندی های آيين زرتشت با اسلام

با تشکر و سپاس از نظرات و همکاری دوستان عزیز و صمیمی ما . حوا و آدم .

پنج نماز روزانه در دین زرتشت برهر ایرانی در پنج وقت شبانه روز واجب شده است .
به توسط این نمازها ایرانیان سپاس خدای بزرگ برای آفرید ن بهترین آفریدهای پنجگانه
که آفتاب ، ماه ، آب ، آتش و نور است به جا می آورند .
نمازی که حضرت محمد پیامبر اسلام معین کرده بود در ابتدا برای دو حصه ی روز معین
شده بود . پس از آن نماز سومی هم در قرآن برای قسمت سوم روز که آن را خود حضرت
( میانه - الوسطی ) نامید ه ، افزوده شده است . اسلا م به خاطر نماز های پنج گانه ی
ایرانیان نماز روزانه ی خود را از عدد 3 به 5 رسانید . این امر صد ق رسالت زرتشت(ع)
را اثبات می نماید . زیرا هیچ پیغمبری د ین جد یدی وضع ننموده بلکه هر یک از پیغمبران
چنانچه از قرآن مستفاد میشود ، تبعیت پیغمبران د یگر نموده است .
معرفی حقیقی خدا که از مضمون قرآن مذ کور است با بیانات زرتشت (ع) در این باب موافقت
دارد . در یسنا ، باب 31 و آیه ی هشتم این گونه آمده است :
(( ای مزدا آهورا ، هنگامی که دریافتم تویی آغاز ، که تویی انجام ، که تویی شایان پرستش
که تویی پد ر منش پاک ، که تویی آفریننده ی راستی و د رستی که تویی داور داد گر کارهای
روزهای زند گی ما ، پس د یده ی خود را جای تو ساخته ام. ))
در قرآن نیز همانند این گفته ها در چند سوره ی آن آمده است .
درباره ی خدا د ر اوستا این گونه آمده است :
او برترین تمام موجودات است . ( یسنا / باب 44 / آیه ی 7 )
او آفریننده ی تمام موجودات است . ( یسنا / باب 45 / آیه ی 6 )
او است از هرچیز آگاه . ( یسنا / باب 47 / آیه ی 19 )
او است قبله ی نیاز و حاجت . ( یسنا / باب 46 / آیه ی 9 )
او است بینا ، بصیر ، دانا ، توانا ، عادل ، رحیم ، قاد ر و قاهر و....... که در قرآن نیز
همانند این جملات در اکثر سوره ها آمده است .
زرتشتیان و ایرانیان کهن به سوی نور نیایش می کرد ند و می کنند و نور را بخشی از آهورامزدا
و نماد خداوند می دانستند . در قرآن خداوند نور آسمانها و زمین دانسته شده و بنیاد اسلام بر
نور پرستی است . د ر قرآن چنین آمده است :
و زمین محشر به نور پرورد گار روشن گرد د . ( سوره ی زمره آیه ی 69 )
خدا وند نور آسمان ها و زمین است . ( سوره ی نور آیه ی 35 )
و نوری که به او نازل شد ، پیرو شد ند . ( سوره ی اعراف آیه ی 157 )
کتابی را برای تو فرستاد یم تا مرد م را از ظلمت به نور هدایت کنی( سوره ی ابراهیم / 1 تا ۵ )
و خيلی از اين جملات که در سوره های ديگر قرآن آمده و خداوند را از نور دانسته است .

زيبا و شاد باشيد .3.gif

/ 8 نظر / 16 بازدید
ahura

با درود ... ۱) قبلآ پرسيده بوديد كه رشته ي تحصيلي من چيست؟ بايد بدون رودربايستي بگويم كه من تقريبآ هيچگونه تحصيلات آكادميك ندارم! و بعبارتي پرورده ي زير بوته هستم!!! ۲) من در يادم، نشاني از اين ۵ آفريده ي سپندينه كه براي انها نمازهاي پنجگانه واجب شده باشد، نيافتم. تا بوده سخن از ۴ عنصر سپندينه (= آب و خاك و باد و آتش) بوده است. اگر ممكن باشد راهنمايي كنيد منبعتان چيست؟ ۳) تا در ياد دارم، نمازهاي اسلامي ۵ گانه است، نه سه گانه. سنيان ۵ نوبيت نماز را سخت رعايت ميكنند؛ اما شيعيان آنرا واجب نميدانند و نمازهاي ظهر را باعصر و مغرب را با عشاء‌، جمع ميخوانند. ۴) در گمانم كه ۵ نوبتي شدن نماز در اسلام، دخلي به كنشهاي ديني ايرانيان داشته باشد. زيرا اين پنج گاهِ نماز بر اساس فراز و فرود خورشيد تنظيم شده كه خود براي همه ي مردمان كهن آشنا بوده است. ۶) از اينكه مرا لايق نظرخواهي دانستيد، سپاسگزارم. كامروا باشيد.

ahura

ضمنآ : اينكه نوشته ايد هيچ پيامبري بنا به تصريح قرآن، دين جديدي وضع ننموده، محل بحث است : اگر مراد از واژه ي دين را باور به الوهيت و يكتايي خداوند بگيريم، اين سخن نه بيراه است؛ اما شكي نيست كه هر پيامبري بر اساس فرهنگ امتش، سخن گفته است. همچنين به نظر من، وجود تشابه ميان گاتها و قرآن، لزومآ نتيجه گيري شما را ايجاب نميكند؛ زيرا، مفاهيم فكري و دينيِ مبتلا بهِ انسانها، در همه جاي دنيا، بيش و كم يكسان است و كاركردهاي فيزولوژيك و روانشناختي مغز انسانها نيز كمابيش مشابهند. بنابراين، تشابه يا حتي يكسانيِ آيه ها نميتواند موجب چنان نتيجه گيريهايي بشود. محض نمونه عرض ميكنم كه در ريگ ويدا (= كتاب مقدس هندوان)، از زنان به عنوان كشتزارهاي مردان ياد شده است كه درست مشابه تعبير اسلامي در قرآن و حديث است. آيا شيوه ي نتيجه گيري شما در اينجا هم كاربرد دارد؟! كامروا باشيد.

روز های مسکو

سلامی چو بوی خوش آشنايی./ فرمايش جنابعالی کاملا صحيح خدا کنه هر ساعت وسيله ای پيدا بشه که آدم ديگران را شاد ببينه و تبريک بگه( که اتفاقا در روسيه همينطوريه و مردم دنبال بهانه ای برای جشن گرفتنند و اصولا مردم شادی هستند). اما در کل گفتم که لذت سال نو را من حس نمی کنم. ولی جاتون خالي همين چند ساعت قبل رفته بودم کتابفروشی خيابون آربات البته بايد اسمشو گذاشت دريای کتاب چون واقعا سرو ته اونو جمع کردن مشکله. خلاصه يک صفی مثل قيامت بسته شده بود جلوی قسمتی که جعبه های مقوايی پر زدق و برق برای هديه می فروخت. کتاب جالبی راجع به شولوخف پيدا کردم که اشالله بزودی در وبلاگ چيزايی از اونو خواهم موشت. شاد و کامروا باشی

هدی1

اطلاعات جدا جالب و مفیدی بود...دستت درد نکنه.

يزدانيان

درود برشما با وکمال احترام به عقايدتان وپاسداشت کوششهايتان مفهوم اين مقايسه ها برايم گنگ است. اگر قصد اثبات حقانيت دين اهورايی را به دليل مشابهت هايی با دين تازيان راداريد!که جسارتا به بيراهه می رويد چرا که منطقا و به قول دوستان تازيمان!تاخر را بر تقدم می سنجند ،نه تقدم را برتاخر. واگر قصد اثبات حقانيت دين تازيان را داريد که اينبار به من رخصت دهيد تا اينبار موارد اختلاف را رقم زنم تا چه مقبول افتد وچه در نظر آيد. پيشاشيش می گويم که اين کار ،دعوت به يک چالش نيست .چرا که همگی به دنبال دانستن وآگاهی هستيم وقلب همه ما برای سرزمينمان می تپد.

بچه یهودی

از این که لوگوی این حقیر را در وبلاگتون قرار دادید بسیار متشکرم . بنده وبلاگ خودم رو با لینک وبلاگ شما آذین بستم . شاد زی

يزدانيان

قسمت اول از قولی که دادم آماده است ،منت بگذار وببين. پاينده باشی